تبلیغات
كورش بزرگ - بار دیگر سكوت :

خداوند این كشور را از شر دشمن ، خشكسالی و دروغ محفوظ نگه دارد

دوشنبه 31 مرداد 1384

بار دیگر سكوت :

نویسنده: REZA   طبقه بندی: تاریخی، 

افسوس كلاه نیست وطن تا كه از سرم برداشتن فكر كلاهی دگر كنم .
یك بار دیگر ملت فهمیده ایران سكوت می كنند تا آن زمان كه سد سیوند آبگیری شود و قسمتی از پاسارگاد به زیر آب رود و به گفته كارشناسان به دلیل رطوبت حاصل از جمع شدن آب در پشت سد مقبره كورش و تخت جمشید نیز تخریب می گردنند اگر این مكان ها در میان قبیله آدم خور ها هم بودند دچار چنین سر نوشتی نمی شدند .
 (آبگیری سد سیوند، محوطه تاریخی پاسارگاد به زیر آب خواهد رفت، در حالی
كه امكان تغییر مسیر آبگیری وجود دارد
متخصصین می‌گویند، در عرض چند سال، رطوبت محوطه تاریخی پارسه (تخت جمشید)
را نیز خراب خواهد كرد  پاسارگاد مهمترین اثر باستانی ایران است كه بناهایی مرتبط با معروفترین ومعمترین شخصیت ایرانی یعنی كوروش بزرگ را در بر دارد)
و حال این سخن عجیب :
 پی‌گیری از دفتر ریاست جمهوری این پاسخ را داده: كه وفتی مردم به دنبال
معاشند، چند تخته سنگ پوسیده چه ارزشی دارد!!!!!!



در حالی كه عزمی خودجوش از سوی ایرانیان، بانیان اقدام ناشایست شیطنت‌آمیز تحریف نام خلیج فارس را تاحدودی ناچار به عذرخواهی از پیشگاه تاریخ و تمدن كهنسال ایران و ایرانی نموده است و هنوز لبخند خرسندی و غرور ملی از این پیروزی بر لبان ملت ننشسته است، خبر تهدید میراث تاریخی ایران در ناحیه تنگه بلاغی پاسارگاد، آن هم از زبان غیرایرانیان، دوباره گره بر ابروی ما می‌اندازد و لبخند از چهره‌مان می‌برد. خبری كه به نقل از روزنامه انگلیسی‌زبان گاردین در خروجی خبرگزاری‌ها قرار می‌گیرد، حاكی از به زیر آب رفتن بخشی از میراث مهم تاریخی ایران به دلیل احداث سد سیوند است. سدی كه 10 سال از طراحی و آغاز به ساخت آن می‌گذرد و مجری پروژه سد با اعلام اتمام 65 درصدی ساخت آن از آغاز به آبگیری سد حداكثر تا تاریخ 24 آبان 84 خبر داده است. امری كه اگر به وقوع پیوندد، بخش اعظمی از تنگه بلاغی را به زیر آب خواهد برد و به گفته كارشناسان، به سازه‌های اصلی محوطه جهانی پاسارگاد نیز آسیب جدی خواهد رساند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران در جایی كه مجری پروژه ساخت سد سیوند (جلال جامعی) از تعهدات سازمان آب منطقه‌یی استان فارس و وزارت نیرو در مورد اتمام پروژه و شرایط بسیار خوب و مطلوب شروع كار آبگیری سد تا رسیدن ساخت سد به 80 درصد در آبان 84 سخن می‌گوید و گفته می‌شود كه با توجه به فاصله نه كیلومتری انتهای نقطه آب‌گیری سد با مجموعه پاسارگاد هیچ تاثیری بر پی سازه‌های آن نخواهد گذاشت و بر این مجموعه تاریخی و آرامگاه كوروش اثر منفی نخواهد داشت،‌ آذرنوش ـ رییس پژوهشكده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ـ از به زیر آب رفتن هشت كیلومتر از تنگه بلاغی به همراه آثار درون آن خبر می‌دهد و اعلام می‌كند كه تنها در طول دو ماه از كار شناسایی و تهیه طرح نجات بخشی محوطه‌های باستانی موجود، تعداد 100 محوطه باستانی در این منطقه شناسایی شده است.
در همین منطقه است كه سد سیوند برای فراهم كردن آب لازم برای كشاورزان منطقه از سال 71 بر روی رودخانه پلوار در حال ساخت است و اینك در مراحل پایانی‌اش قرار دارد. فاصله دهانه اصلی سد تا آثار و سازه‌های اصلی محوطه پاسارگاد نزدیك به 17 كیلومتر و فاصله خط پایان آبگیری دریاچه تا سازه‌های اصلی و آرامگاه كوروش حدود نه كیلومتر است. فواصلی كه از نظر كارشناس پروژه سد ضرر و زیانی متوجه آثار تاریخی نخواهد كرد و از نظر كارشناسان میراث فرهنگی، علاوه بر نابود كردن بخش‌های مهمی از تاریخ و میراث فرهنگی در خود تنگه بلاغی كه در اقوال مختلف شامل 80، 129 و 130 و 100 محل و منطقه تاریخی است، به دلیل به وجود آوردن شرایط خاصی در منطقه و بر اثر رطوبت ناشی از آبی كه در پشت سد جمع خواهد شد، به آرامگاه كوروش در پاسارگاد و كاخ اصلی لطمه‌های مهمی وارد خواهد كرد. كارشناسان میراث فرهنگی شروع به احداث این سد را بدون هیچ استعلامی از سازمان میراث فرهنگی توصیف می‌كنند و مهندس دباغ، رییس كار گروه گردشگری و معاون عمرانی استانداری فارس، كه به دلیل این دو مسؤولیت، یك نگاه به پاسارگاد و تنگه بلاغی و میراث فرهنگی و یك نگاه به عملیات عمرانی ساخت و اتمام سد سیوند دارد، به ایسنا اعلام می‌كند: 10 سال پیش كه پروژه سد سیوند آغاز شد از مسؤولان ذی‌ربط استعلام به عمل آمد و آقایان مخالفتی نداشتند. او در توضیح آن عدم مخالفت در گذشته و اعتراض‌های كنونی، به گمانه زنی روی می‌آورد و می‌گوید: شاید از جریان جزئیات سد و تراز آن بی‌خبر مانده‌اند و از طرفی هم می‌تواند به دلیل حساسیت‌های فعلی نسبت به حفظ میراث فرهنگی كه بسیار بیشتر از ده سال پیش است، باشد.
اما بررسی پیشینه تاریخی پاسارگاد ما را نه 10 سال پیش، كه به سال 550 پیش از میلاد می‌برد؛ زمانی كه كوروش با شكست آستیاگس (آستیاك) امپراتوری ماد را سرنگون می‌كند و در میدان جنگی كه پیروزی‌اش رقم زده می‌شود (دشت مرغاب) محلی را برای اقامت خود به عنوان پایتخت برمی‌گزیند.
شهری كه به آن پاسارگاد می‌گویند، در دشتی به نام مرغاب با سابقه تمدنی سه هزار ساله، با مساحتی حدود 20×15 كیلومتر و 1200 متر ارتفاع از سطح دریا واقع و رودی كه در ایران باستان، مدوس نامیده می‌شده، یعنی رود پلوار آن را سیراب می‌كرده است. این رود همان رودی است كه اینك بر آن سد سیوند ساخته شده است. پاسارگاد اولین پایتخت هخامنشیان محسوب می‌شود و تنگه بلاغی در 18 كیلومتری بخشی از این منطقه باستانی آثار استقراری گوناگون از دوره‌های باستانی و تاریخی و اسلامی را در خود جای داده است. این تنگه در چهار كیلومتری محوطه جهانی پاسارگاد قرار گرفته و به اعتقاد كارشناسان تاریخ باستان، محل عبور راه شاهی و مهمترین مسیر باستانی كشور بوده و پاسارگاد را به تخت جمشید و شوش متصل می‌كرده است. اگرچه پاسارگاد به عنوان پنجمین محوطه جهانی طی آخرین جلسه یونسكو در تیرماه سال 1383 به علت دارا بودن شاخصه‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است، ولی تنها به دلیل ثبت و این پذیرش جهانی نیست كه دغدغه‌ها و نگرانی‌ها متوجه آن بشود؛ به نحوی كه در 10 سال پیش و بنا به گفته تلخ و دردناك مهندس دباغ، حتا از آن نشانه‌ای نبوده و در برابر استعلام ساخت سد،‌ مخالفتی نشان داده نشده است. وی همچنین اضافه می‌كند در حال حاضر فضا به گونه‌ای درآمده است كه می‌باید هر طرح عمرانی همراه با ارزیابی میراث فرهنگی باشد. الان حساسیت‌ها بیشتر شده است و هرچه جلو می‌رویم توجه به ابنیه‌های تاریخی نیز افزون می‌شود. اما وی از چگونگی و چه بودن آنچه از آن به عنوان نابودی آثار تاریخی در تنگه بلاغی به تعداد 100 و بیشتر نام برده می‌شود، اظهار بی‌اطلاعی می‌كند و ضمن آن می‌گوید: نمی‌توانم شخصا چیزی را تایید كنم؛ اما نمی‌دانم اینكه گفته می‌شود آثار، ‌یعنی چه؟ تپه است؟ شهر است؟‌یا...؟
و بابك كیان ـ سرپرست مجموعه باستانی پاسارگاد ـ در مورد محوطه‌های باستانی شناسایی شده در تنگه بلاغی در طی چند ماه گذشته، گفته است: در این بررسی‌ها، محوطه‌های باستانی شامل تپه‌های پیش از میلاد، كوره‌های ذوب فلز، غار و سكونتگاه‌های پیش از میلاد، گورهای سنگی مربوط به دوران فرمانروایان فارس (خرقه داران) دو قبرستان دسته جمعی مربوط به دوران اشكانی، بیش از هفت كیلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشكانی و دیگر محوطه‌های باستانی كه بر اثر ساخت سد به زیر آب خواهد رفت، شناسایی شد.
از ثبت جهانی این محوطه تاریخی تنها چند ماه می‌گذرد، و از آغاز به كار ساخت و ساز سد سیوند نزدیك به 10 سال و دور تازه‌ای از فعالیتهای مرمتی از مهرماه 1382 آغاز شده كه از جمله اهداف مرمتی بنیاد پژوهش پارسه - پاسارگاد یعنی حذف مرمت‌های سیمانی را دنبال می‌كرده است. مرمت‌های سیمانی به جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی برمی‌گردد كه به دلیل تعجیل در آماده سازی بنای آرامگاه موجب اشتباهاتی در فعالیتهای مرمتی شده و به خاطر كشیدن جاده‌ای آسفالته، مجموعه آثار یك پارچه پاسارگاد را چند تكه كرده است و همچنین مدت زمان زیادی از عملیاتی شدن طرح جامع پارسه - پاسارگاد نمی‌گذرد كه بنا به گفته مهندس طالبیان ـ رییس بنیاد پژوهش پارسه - پاسارگاد ـ توجه به وضعیت سد سیوند در تنگه بلاغی از جمله نتایج مهم آن طرح بوده است.
حال آنكه اگر این توجه باعث ابعاد گسترده و جهانی پیدا كردن خطر نابودی میراث تاریخی در منطقه یادشده باشد، كه آنچه در اخبار در این خصوص آمده است، نقل قول خبرگزاری‌های داخلی از قول روزنامه انگلیسی گاردین و آن هم بنا بر اعلام یونسكو، بوده است؛‌ ادعای برخی كارشناسان مبنی بر عدم استعلام اولیه در زمان آغاز به كار پروژه ساخت سد از سازمان میراث فرهنگی، مساله‌ای كه توسط دست‌اندركاران و مطلعان پروژه در یك مورد رد شده و در موارد دیگر دست كم تایید نشده است، نمی‌تواند توجیه قابل قبولی برای 10 سال سكوت در برابر پروژه‌ای باشد كه سفیر ایران در یونسكو از آن به عنوان آسیب به نوامیس كشور یاد كرده است.
دكتر جلالی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینكه سد سیوند می‌تواند از مسیرهایی گذر كند كه به نوامیس كشور آسیب نرساند و حرمت ناموس ما هیچگاه نباید خرج مسائلی چون توسعه شود،‌ و ضمن طرح این سؤال كه آیا سكوی پرش توسعه ما باید جایی باشد كه نمادهای تاریخ هویت و تمدنی ما حضور دارد؟ تلویحا گذر نكردن سد سیوند را از مسیرهای دیگر، به نبود اراده سیاسی نسبت داده است. وی بر وجود مدل‌های علمی برای توسعه همه جانبه و توسعه پایدار تاكید كرده و خواستار توجه مسؤولان سدسازی و جهاد كشاورزی به این موضوع شده است؛
موضوعی كه در كشور ما بارها می‌تواند رخ دهد؛ چراكه به قول مهندس طالبیان در كشوری قرار داریم كه مرتب به احداث سد در آن می‌پردازیم.
سد كارون 3 و رویدادهای مربوط به آن مثال مناسبی در این زمینه است. بنا به اعلام مازیار كاظمی ـ سرپرست داخلی تخت جمشید ـ در یك ماه اخیر و پس از آبگیری سد كارون 3، در منطقه خوزستان، تعداد زیادی از آثار و یادگارهای كوچ نشینی و استقرار در دوره عیلامی به زیر آب رفت و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هنگامی وارد عرصه شد كه فرصت كافی برای نجات آثار یاد شده از دست رفته بود. حال آنكه هشدارهای دوستداران میراث فرهنگی در طول یك سال گذشته در این مورد بی توجه مانده بوده است. و اینك از فراخوان بین المللی برای همكاری گروه‌های بین المللی باستان شناسی، با پروژه نجات بخشی آثار تنگه بلاغی و بررسی منطقه یادشده، سخن به میان می‌آید و مهندس طالبیان ثبت جهانی یونسكو را آغازی خوب برای توسعه همكاری‌های بین المللی می‌داند كه اگر همراه با تشكیل كمیته راهبردی بین المللی برای تنگه بلاغی باشد، می‌تواند مدلی برای مكان‌های دیگر تاریخی باشد كه در معرض اینگونه خطرات قرار می‌گیرند. امری كه البته در میان كشورهای باستانی جهان مسبوق به سابقه است. ازجمله سد اسوان در مصر كه برای ادامه روند توسعه اقتصادی و عمرانی توام با حفظ میراث فرهنگی در آن كشور، ‌یك كمیته جهانی به رهبری یونسكو تشكیل شد و با كمك كارشناسان جهانی طی یك عملیات بسیار گسترده معابد نوبی از خطر غرق شدن نجات یافت.
اما در ایران، در حالی كه از فراخوان بین المللی و تلاش برای شناسایی محوطه‌ها و آثار تاریخی تنگه بلاغی و حفظ آن سخن گفته می‌شود، مدیر پروژه ساخت سد از آغاز به كار آبگیری آن به نحو مناسب در 24 آبان 84 خبر می‌دهد و از سویی مهندس دباغ معاون عمرانی استانداری فارس در ارتباط با ادامه روند موجود یا توقف آن می‌گوید، هنوز به نقطه روشنی نرسیده‌ایم. وی با اعلام اینكه باید دوستان در میراث فرهنگی و مشاوری كه برای آب منطقه‌یی فارس در رابطه با پروژه سد سیوند وجود دارد همكاری كنند تا كارشناسی‌ها برای تشخیص اقدامات لازم در جهت حفاظت انجام شود، یكی از اقدامات احتمالی را ایجاد استحكامات جدید نام برد و گفت: ‌باید منتظر نتایج كارشناسی‌ها بمانیم؛ كارشناسی‌هایی كه دو طرف را راضی كند.
اما آیا اجتناب ناپذیری توسعه و حفظ میراث فرهنگی تاریخی اموری هستند كه رو در روی هم قرار می‌گیرد و طرفین ماجرا محسوب می‌شوند؟ آیا می‌توان به نفع یكی، از ضرر و زیان دیگری چشم پوشی كرد؟ و اگر بنا بر انتخاب باشد، ‌بر ما مسلم نیست كه طرف كدام سوی را باید بگیریم؟ آنچه بدیهی است این است كه اگر یك‌سوی قضیه نه كارشناسان میراث فرهنگی و سازمان یونسكو، كه در واقع پیشینه تمدن كهن سال و دیرینه‌ای است كه می‌تواند ظرف چند سال آینده، یكی از بزرگترین مراكز تحقیقاتی، پژوهشی و گردشگری باشد؛ امتیاز و استعدادی كه به صورت بالقوه در سراسر ایران زمین وجود دارد و فهم آن به كشف و اثبات نیاز ندارد.
همچنان كه پیدا كردن یك شیء تاریخی در یك حفر اتفاقی و سپس هجوم توجه تاراج كنندگان و قاچاقچیان اشیای تاریخی و عتیقه، تازه باعث درك موقعیت تاریخی مكانی چون جیرفت می‌شود، گویا لازم است دیگران بر خطر از دست رفتن چیزهایی كه داریم ما را هشدار بدهند؛ تا متوجه وضعیت سد سیوند در محوطه تاریخی پاسارگاد و تنگه بلاغی شویم. همان طور كه شهر گور با دنیایی اسرار و شگفتی همچنان زیر خاك آرمیده است و كسی از لزوم كارشناسی و استفاده از قابلیت‌های آن به عنوان مركز تحقیق، پژوهش و گردشگری سخنی به میان نمی‌آورد. هم‌اینك هم انگار باید برای نجات بخشی از تاریخمان و اصلا خودمان،‌ فراخوان جهانی بدانیم و در برابر بخش دیگری از خودمان این تهدید را به كار بریم كه:
هر اثر كه در فهرست جهانی یونسكو جای می‌گیرد، طبق كنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی كشور نگهدارنده اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است. آیا اقدام به ساخت سد سیوند، ‌در 10 سال پیش، اقدامی مخاطره آمیز نبوده است و اینك پس از ثبت جهانی محوطه پاسارگاد در سال 83، اقدامی خطرناك و ممنوع به حساب می‌آید؟
در حالی كه گفته می‌شود با وجود شناسایی 100 محوطه در تنگه بلاغی و شروع شمارش معكوس برای زمان آبگیری سد، ‌باستان شناسان در این فاصله زمانی برای نجات هر محوطه تنها 3 روز فرصت دارند و كسی سؤال نمی‌كند كه اگر ما پیش از این هم، زمان را بارها از دست داده‌ایم و بارها اصلا از زمان مغفول مانده‌ایم، اینك چه كسی غیر از خود ما فرصت را از ما گرفته است‌؟ آیا مسابقه‌ای جهت تخریب میراث تاریخی‌مان در حال برگزاری است كه رقیب شركت كننده در آن برای ما ناشناس است كه از آن سوی مرزهای فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی ماه آمده است؟
كدام كارشناس وطنی و غیر وطنی، قادر خواهد بود تا فاصله میان خلیج فارس تا تنگه بلاغی را با معیارها و مقیاس‌های در خور نام هر كدام و با نگاهی معطوف به زمان اندازه بگیرد؟
اینك تنگه بلاغی در انتظار زمانی است كه عملیات نجات بخشی محوطه‌های باستانی آن توسط كارشناسان و تیم‌های باستان شناسی داخلی و خارجی به نتیجه‌ای برسد. بنا به گفته رییس پژوهشكده باستان شناسی، با كارشناسان و چندین مؤسسه باستان شناسی خارجی مذاكراتی صورت گرفته است و اولین گروه خارجی كارشناسان ایتالیایی هستند كه گروه‌های فرانسوی، لهستانی، آلمانی و ژاپنی نیز به آنان خواهند پیوست. كارشناسان آلمانی برای مطالعه روی محوطه‌های فلزكاری باستانی و ژاپنی‌ها برای بررسی در محوطه های دوره سنگی (پارینه، فراپارینه و نوسنگی) خواهند آمد. بررسی‌های یاد شده از آن جهت اهمیت دارد كه اطلاعات به دست آمده از آثار‌ موجود در تنگه بلاغی كه از 2500 سال پیش تا دوره‌های متاخر اسلامی را در بر می‌گیرد، یافته‌های جدید و جالبی در اختیار باستان شناسان خواهند گذاشت كه رویكرد آنها شیوه و آداب زندگی مردم در منطقه است و این حوزه‌ای است كه به گفته كارشناس میراث فرهنگی و سرپرست داخلی تخت جمشید، اطلاعات كمی درباره آن وجود دارد. بیشتر یافته‌های تاریخی و باستان شناختی از امپراتوری هخامنشیان درباره شیوه حكومت‌گری آنان است و از زندگی اجتماعی مردم سخنی نرفته است. بیشتر آثار موجود در منطقه تحت‌الارضی بوده و تنها شواهدی از آنها روی زمین مشاهده شده است.
وی نتیجه بخشی از مطالعات و عملیات نجات بخشی را برداشت اطلاعات مورد نیاز توصیف می‌كند؛ چراكه بخشی از آثار قابل انتقال نیستند و تنها با مطالعه آنها می‌توان بر یافته‌های تاریخی و باستان شناختی درباره چگونگی زندگی و استقرار موقت مردمان منطقه در هزاره‌های پیش افزود و برخی از آثار شامل پی ساختمان یا كوره سنگ چین شده نیز از آثار مطالعاتی به شمار می‌آیند كه ممكن است دارای ارزش خاصی نباشند.
به نظر می‌رسد كاشناسان میراث فرهنگی با همكاری ویژه یونسكو برآنند تا پس از محو شدن آثار قابل مطالعه موجود و به زیر آب رفتنشان، لااقل اطلاعات تاریخی منطقه را برداشت و ثبت كنند. آنگاه با جاده شاهی پاسارگاد به تخت جمشید و شوش كه بیش از 2500 سال پابرجای بوده است، پس از آبگیری سد سیوند، بدرود بگویند؛ منطقه‌ای تاریخی كه چندی پیش شاهد گردهمایی پرده برداری از لوح یادبود ثبت مجموعه پاسارگاد در فهرست آثار جهانی یونسكو با حضور معاون دبیر كل یونسكو بود؛ جایی كه زادگاه مفاهیم هندسی باغ ایرانی، نظام كاخ، باغ و نظام شهرسازی مبتنی بر طبیعت بوده است. در حالی كه وسعت، پراكندگی، بسیاری، قدمت و اهمیت میراث تاریخی كشور ما آن چنان است كه به اعتقاد برخی، به‌راحتی می‌تواند قابلیت جایگزینی نقش نفت در اقتصاد را داشته باشد و علاوه بر جذب تیم‌های كارشناسی و علاقه‌مند به تاریخ می‌تواند بسیاری از گردشگران را راهی ایران كند؛ آنچنان كه به آسانی چشم بر سازه‌های رنگارنگ و مصنوعی كشورهای حاشیه خلیج فارس ببندند و ما كه در برنامه ریزی‌های چندین ساله و دوره‌یی توسعه مان توجهی به آن نداشته‌ایم، به جای آنكه این میراث را لااقل همینگونه كه هست مدفون در زیر غبار تاریخ برای ابتكار و هوش آیندگان باقی بگذاریم، در صدد نابودی و غرق كردنشان برآمده‌ایم. در خوزستان آب به آن می‌بندیم، در نیشابور پنجه آهنین بر پیكرش فرو می‌بریم، در جیرفت ناخن بر چهره‌اش می‌كشیم و می‌خواهیم در تنگه بلاغی از آن غریقی بسازیم.
محوطه تاریخی شهر پاسارگاد
به گزارش ایسنا شهر پاسارگاد در 70 كیلومتری شمال تخت جمشید، در جاده آسفالته شیراز - آباده با فاصله سه كیلومتری از جاده قرار دارد. پاسارگاد نخستین پایتخت امپراتوری هخامنشیان و توسط كوروش پس از سرنگون كردن امپراتوری ماد در دشت مرغاب در سال 550 پیش از میلاد بنا نهاده شد.
در وجه تسمیه پاسارگاد، ‌اظهار نظر هرودت ـ مورخ نامی ـ چنین است كه پاسارگادی مهم‌ترین طایفه و عشیره پارسیان بوده كه هخامنشیان از آن طایفه برخاسته‌اند. همچنین برای واژه پاسارگاد پارسی باستان، معرفی محل استقرار پارسیان، زیستگاه پارسیان، تختگاه پارسه و دژ پارسیان نیز ذكر شده است.
دشت مرغاب با سابقه تمدنی سه هزار ساله و سیراب از رود پلوار (مدوس) دارای روستاهایی همچون تل نخودی، تل خاری، تل سه آسیاب و دوتولان بوده است كه در هزار چهارم و سوم پیش از میلاد دارای رونق و شكوه ویژه بوده و در آن كشاورزی می‌شده است.
مجموعه آثار پاسارگاد در محوطه‌ای به پهنای دو و درازای سه كیلومتر گسترده است و آثار باستانی آن از لحاظ تاریخی به سه دوره ویژه پیش از تاریخ و پیش از دوره هخامنشی،‌ دوره هخامنشی و بعد از اسلام تعلق دارند.
برخی آثار موجود از شمال به جنوب به پنج گروه تقسیم می‌شوند كه شامل صفه عظیم تل تخت یا تخت مادر سلیمان و باروی خارجی آن، محوطه مقدس در شمال غرب، ساختمان زندان، مجموعه كاخ‌ها همراه با محوطه چهارباغ، حوضچه‌های سنگی، كاخ اختصاصی كوروش و... و آرامگاه كوروش، می‌باشند. همچنین بقایایی از آثار مربوط به دوره پیش از هخامنشیان، دوره ایلامی، دژ پاسارگاد، آتشكده پاسارگاد، مسجد اتابكان كه در رمضان سال 621 هجری قمری توسط اتابك زنگی ساخته شد،‌ بنای اسلامی به نام مدرسه یا كاروانسرا در صدمتری شمال آرامگاه كوروش كه اینك به صورت ویرانه درآمده است، ‌كتیبه و محراب كنده شده در اتاق آرامگاه كوروش كه در زمان اتابك حجاری شده است و... می‌توان برشمرد.

لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    آیا شما به نتیجه انتخابات اعتقاد دارید ؟



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :