تبلیغات
كورش بزرگ - سکوت تا کی :

خداوند این كشور را از شر دشمن ، خشكسالی و دروغ محفوظ نگه دارد

شنبه 29 مرداد 1384

سکوت تا کی :

نویسنده: REZA   طبقه بندی: تاریخی، 

این متن که این بار  دوستان می خوانند سکوتی دگر در برابر افرادی کوته فکر و احمق است که هیچ کس با آنها که فرهنگ این کشور کهن را به بازیچه گرفتن کاری ندارد افسوس .............

کارنامه‌ی ننگین ناصر پورپیرار : ( فردی با اندیشه های بچه ۲ ساله )

گستاخی و بی‌شرمی «ناصر پوپیرار» كه وجودش ننگی ابدی برای ایرانیان است و شعور و قلم‌اش را یك جا به دشمنان این مرز پرگهر باخته و فروخته است، هر ایرانی آگاه و آزاده‌ای را متأثر، و وادار به اعتراض و واكنش می‌كند. «ناصر پورپیرار» كسی است كه با انتشار زنجیره‌ای كتاب‌ها و یادداشت‌هایی، بدعت چركین اهانت و جسارت به تاریخ و هویت و مفاخر ایران بزرگ را بر جای نهاد و خوراكی مناسب را برای نشخوار محافل نژاد‌پرست و وطن‌فروشی چون «ترك ها وعرب ها» فراهم ساخت.

1 : پورپیرار كیست؟
به گفته‌ی
 هومن پورپیرار یك توده‌ای دو آتشه بود كه پیش و پس از انقلاب، نشریات و كتب حزب توده را منتشر می‌كرد و به دستور و سفارش سفارت‌خانه‌های كشورهای كمونیستی، و به مزد ایشان، كتاب‌هایی را در مدح و ستایش كمونیسم به چاپ می‌رساند. به گفته‌ی علی‌رضا نوری‌زاده «پورپیرار» در سال‌های پس از انقلاب سمت بازجو را داشته است. گفته می‌شود كه همراه با ح. ش. از تهیه كنندگان و نویسندگان برنامه‌ی معروف تلویزیونی «هویت» بوده است. ناصر پورپیرار در حال حاضر مدیرعامل انتشارت «كارنگ» در تهران است. تا آن جا كه می‌دانم، نخستین ورود ننگین پورپیرار به حوزه‌ی تاریخ ایران، به واسطه‌ی كتاب «از زبان داریوش» (نوشته‌ی هایدماری كخ، ترجمه‌ی دكتر پرویز رجبی، انتشارات كارنگ، 1376) بوده است كه در آن خود را به عنوان ویراستار معرفی كرده و در واقع خواسته است هر طور شده نام خود را بر روی جلد این كتاب نفیس ببرد چرا كه معلوم نیست او چه چیزی را در این كتاب ویرایش كرده در حالی كه ترجمه‌های دكتر رجبی بسیار قوی و درخشان است. پورپیرار كه همواره شیفته‌ی مقدمه نویسی بر كتاب‌ها به منظور ابراز وجود است، در مقدمه‌ای دو صفحه‌ای كه بر این كتاب نوشته، عصر هخامنشی را «مبشر راستی و برابری و آزادی و عدالت» معرفی كرده و آن را باعث غرور ایرانیان دانسته و حتا نوشته است «هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی‌های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و كردار و گفتار نیك شناخته می‌شوند …» جالب است كه تا این زمان، پورپیرار موضعی مثبت در قبال هخامنشیان و ایران باستان داشته است، اما چندی بعد، آن ویراستار علاف سابق به ناگاه تحول شخصیت یافته، یك شبه تبدیل به نویسنده‌ای انقلابی و پرآوازه و «مورخی دانشمند !!!» می‌شود و به خصم خبیث و دشمن درجه یك هخامنشیان و ایران باستان (به طور كلی) مبدل می‌گردد. او با انتشار مجموعه كتاب‌هایی چون «دوازده قرن سكوت» و «پلی برگذشته» (از طریق انتشارات خودش) كل تاریخ ایران باستان و حتا دوران پس از اسلام را به لجن می‌كشد و بسیاری از مورخان و دانشمندان ایرانی و اروپایی را به باد دشنام و اهانت می‌گیرد و مدام در مدح و ستایش تمدن و فرهنگ عالی اعراب (!!!) سخن پردازی می‌كند؛ و شگفتا كه محافل علمی و فرهنگی كشور سكوتی معنادار در برابر گستاخی و بی‌شرمی این اعجوبه‌ی خود فروخته روا داشته‌اند. اما امروزه، با توجه به سوابق و عملكرد پورپیرار، كسی شك ندارد كه او به مزد و سفارش سفارت‌خانه‌های كشورهای عرب و به تأیید مقامات جناح عرب (!) به تولید فله‌ای چنان یاوه‌‌های خردسوزی روی آورده است.
2
: پورپیرار چه می‌گوید؟

گزافه‌گویی‌ها و خیال‌بافی‌های پورپیرار در
 مجموعه نوشته‌های‌اش، بر سه محور استوار است: 1. تحسین و تقدیس اعراب 2. وحشی و پلید توصیف كردن تاریخ و تمدن ایران باستان (اعم از دین زرتشت، و دودمان‌های هخامنشی تا ساسانی) 3. بدنام كردن مفاخر ملی و دانشمندان شهیر ایرانی؛ از فردوسی بزرگ تا روان‌شاد زرین‌كوب.
اما تلاش اصلی و عمده‌ی پورپیرار «نشان دادن توطئه‌ی
 یهود در جهت جعل و تحریف تاریخ ایران و نابودسازی اعراب» است!! او می‌گوید تمام حوادث و روی‌دادهای مربوط به تاریخ ایران باستان به دست یهودیان شكل گرفته و هر آن چه از تاریخ و تمدن ایران پیش از اسلام بر جای مانده است، همگی حاصل كوشش و چاره‌جویی یهودیان بوده است!! پورپیرار عقیده‌ی رایج و مورد اجماع مورخان را مبنی بر این كه «اقوام آریایی در هزاره‌ی نخست پیش از میلاد از سرزمین‌های آسیای میانه به نجد ایران راه یافتند و یكی از این اقوام آریایی به نام «پارس» در سده‌ی ششم پیش از میلاد تمدن و امپراتوری بزرگ و جهان‌گیر هخامنشی را بنیان نهادند» نمی‌پذیرد و می‌گوید: «هخامنشیان كه در واقع قومی اسلاو (!!) بودند و در دشت‌های جنوب روسیه و اطراف دریای سیاه می‌زیستند، از جانب یهودیان تبعیدی در بابل اجیر شدند تا آنان را از اسارت در بابل برهانند. این اسلاوها به رهبری جنگجوی خون‌خواری به نام «كورش» از زیستگاه خود در اطراف دریای سیاه یك‌سره به سوی بابل تاختند و پس از شكست دادن بابل و آزادی قوم یهود، به اذن و فرمان یهودیان شروع به قتل و غارت و جنایت و ویران‌گری در سراسر خاورمیانه نمودند و تمام این پهنه را برای یكه‌تازی قوم یهود، از آثارتمدن‌های سابق محو و زدوده ساختند» (!!). پورپیرار تصویری كه مورخان و باستان‌شناسان از عظمت و شكوه تمدن هخامنشی (و به طور كلی ایران باستان) ارائه می‌كنند نمی‌پذیرد و با نادیده گرفتن انبوه آثار مربوط به تمدن هخامنشی كه از آسیای میانه تا مصر گسترده است، این همه را حاصل جعل و فریب یهود می‌داند و می‌گوید كه هخامنشیان جز قتل و ویرانی هیچ دست‌آورد دیگری نداشته‌اند و اساساً دچار ضعف و فقر فرهنگی و عقلی بوده‌اند (!!). اما جالب این است كه یگانه سند مورد تمسك پورپیرار برای تولید این همه توهمات باطل و تمسخرانگیز مبنی بر این كه «كورش و مردمان‌اش اسلاو‌هایی بوده‌اند كه از جانب یهود برای آزادی خود و نابودی بابل اجیر و خریداری شده و پیش از آن هیچ اثر و حضوری در تاریخ و تمدن بشری و نجد ایران نداشته‌اند»، اشاره‌ای‌ست در تورات و در كتاب ارمیای نبی (!!!). پورپیرار در حالی كه پیوسته یهودیان را به فریبكاری و دروغ‌بافی محكوم می‌كند، به ناگاه اشاره‌ای نامربوط در تورات برای‌اش ارزش و اعتبار و سندیتی عظیم و سترگ می‌یابد. اما در كتاب ارمیا فقط گفته می‌شود كه «قومی [كه از آن نامی هم نمی‌رود] از سوی شمال به بابل هجوم خواهد آورد» (!!). حال نمی‌دانم چگونه پورپیرار از این عبارت نامربوط نتیجه گرفته است كه «هخامنشیان اسلاو تبار! به عنوان بازوی نظامی یهود، با پول و امكانات بنی اسراییل، از میانه‌ی استپ‌های روسیه و از پیرامون دریای سیاه به منطقه فراخوانده شدند تا به ویران كردن دست‌آوردهای پنج هزار ساله‌ و به انقیاد درآوردن مردم پیشرو و ممتاز شرق میانه، زمینه‌ی برتری، امنیت و سلطه‌ی یهودیان مأیوس و آواره و اسیر را بر حوزه‌ی جغرافیایی اورشلیم فراهم آورند و سپس به لطف همین یهودیان، نام و جایی در تاریخ یافتند» (!!). حال اگر ما آن اشاره‌ی ارمیا را زیاد جدی بگیریم و آن را از مقوله‌ی اسطوره‌های دینی نپنداریم، تنها معنایی كه می‌توانیم از آن به دست آوریم این است كه لشكر كورش از سمت شمال به شهر بابل وارد شده بود. همین! جالب این كه در بخشی دیگر از تورات، (كتاب اشعیای دوم) كورش «عقاب شرق» خوانده شده، گفته می‌شود كه وی برای برپایی عدالت از «شرق» برانگیخته شده است. از سوی دیگر، پورپیرار كم‌بود اسناد مربوط به اوایل دوران هخامنشی (كه ناشی از دیرینگی این قوم و نهب و غارتی است كه در طول سالیان از سوی بیگانگان مهاجم بر این كشور وارد شده است) و نیز وجود برخی تحریفات تاریخی (مانند برساختن داستان گئومات و دودمان تراشی از سوی داریوش كبیر كه به جهت مشروعیت بخشیدن به سلطنت خویش انجام داده بود) را اسناد و دلایلی حاكی از جعلی و قلابی بودن دودمان و تاریخ و تمدن هخامنشی دانسته است، اما وجود انبوه اسناد تاری

حالا دگر تصمیم گیری با شما دوستان عزیز است .

لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    آیا شما به نتیجه انتخابات اعتقاد دارید ؟



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :