تبلیغات
كورش بزرگ - کیانیان اصلی همان پادشاهان ماد بوده اند :

خداوند این كشور را از شر دشمن ، خشكسالی و دروغ محفوظ نگه دارد

دوشنبه 22 آبان 1385

کیانیان اصلی همان پادشاهان ماد بوده اند :

نویسنده: REZA   طبقه بندی: تاریخی، 

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز متنی که امروز آمده کردم توسط یکی از عزیزان برای من ایمیل شده متاسفانه اون دوست عزیز منبع این متن را برای من معرفی نکردند ولی تمامی حقوق این متن متعلق به j_mofrad@yahoo.com می باشد . 

((بر طبق اساطیر کهن ایرانی که در اوستا و کتب پهلوی و شاهنامه و آثار مورخین قدیم عرب و عجم بر جای مانده است روایت کهن موجود در باب کیانیان از این قرار است:

"اولین پادشاه این سلسله كی قباد ازنژاد منوچهراست كه به كمك رستم بر تخت نشست و 15 سال حكومت كرد پس ازاو کی اپیوه  و بعد او كی كاووس به سلطنت رسید؛ اوبه یمن(هاماوران) لشگركشی كرد حكمران این دیارشكست خورد ودخترخود سودابه را به شاه ایران داد.رستم بارها كیكاووس را نجات داد.سیاوش پسر كی كاووس بود كه درتوران كشته شد فرزندی داشت به نام كی خسرو كه از ازدواج سیاوش با فرنگیس دخترافراسیاب زاده شده بود.گیوپسر گودرز پس ازهفت سال تجسس كی خسرو را یافت واو را به ایران آورد.تاریخ كیخسرو پراست ازجنگهایی كه با  افراسیاب كرده

ودرآخرافراسیاب دستگیرگردیده وكشته شد.درتمام این احوال رستم كمال تهور؛  فداكاری وقدرت را نشان داده است.پس ازكیخسروچون تنها پسرش رحلت كرده بود لهراسب  كه ازاخلاف كیقباد بود را به جانشینی خود تعیین كرد.لهراسب پایتخت خود را بلخ قرار داد؛از این موقع تغییراتی درمذهب ایرانیان مشاهده شد.افسانه های ملی نزدیك به وقایع تاریخی میشود لهراسب دوپسرداشت : گشتاسب وزریر.گشتاسب ازپدركدورتی بهم رسانید و به دیارمغرب رفت وخواست برای گذران امورخود به پست ترین شغلها ولو مهتری بپردازد اما ازسیمایش به طوری آثار بزرگی پدیدارمی گشت كه احدی حاضرنگردید به او چنین شغلهایی را واگذارد.دهقانی به او پیشنهاد كرد تا درزمره خواستگاران دخترامپراطور روم دراید ودخترامپراتوردانست این همان شخصی است كه قبلا درخواب دیده به مزاوجت اودرآمد وامپراتور هردو را ازمملكت براند.  لیاقت گشتاسب باعث شد پدرش اورا بطلبد.از وقایع مهم دوران وی ظهورزرتشت وگرویدن این پادشاه به آیین اوست.گشتاسب پسرخود اسفندیار را دراثرسعایت سخن چینان ازخود دورساخته بود اما درحمله ارجاسب(پادشاه توران) به وزیرش(جاماسب) اسفندیار را حاضركرد كه ایران را نجات دهد وگشتاسب متعهد شد تاج وتخت را به او واگذار كند.اسفندیاردلیریها به خرج داده وپس ازهفت واقعه فوق العاده ارجاسب را بكشت.گشتاسب اسفندیار را به جنگ رستم فرستاد.نبرد این دوپهلوان ازصفحات زیبای شاهنامه است.در آخررستم به دستور سیمرغ با چوب دوشاخه گز توانست حریف را از میدان بدر كند.به روایتی رستم؛بهمن پسراسفندیار را تربیت كرد وگشتاسب درآخركار گوشه گیری كرده سلطنت را به بهمن واگذاركرد.(روایت دیگرمی گوید بهمن برادر اسفندیار بوده وپس ازاو جای اسفندیار را می گیرد رستم دراثرخیانت برادرش شغاد كه ازمادر دیگر بود درخندق پراز تیغ وخارافتاده به هلاكت رسید وبهمن به انتقام مرگ اسفندیار؛فرامرز پسررستم را ازسیستان براند. پس ازبهمن دختریا زوجه او همای برتخت نشست همای مادر داراب است وسلطنت را به وی واگذاشت.داراب با فیلیپ مكدونی بجنگید ودختراو را بگرفت ولی پس ازآنكه دختر حامله گردید اورا رها كرد وطبق این روایات اسكندر مكدونی پسرهمین دختراست كه ازداراب(بعد ازاینكه ازقید ازدواج رها گشت) به دنیا آورد.ایرانیان باورنمی كردند یك نفر اجنبی بتواند دولت كیان را منقرض سازد وازاین جهت اسكندررا پسر داراب اول دانستند.بعد از داراب اول پسرش داراب دوم كه مشهور به بی رحمی وبخل است جای اونشست واز اسكندركه جای پدرش فیلیپ نشسته بود مطالبه خراج نمود.درنتیجه جنگ درگرفت اسكندر  بلاد ایران را فتح كرد ودر آخرداراب دوم به دست دونفر ازیارانش كشته شد.راجع به اشكانیان درشاهنامه فقط نام چند پادشاه آورده شده است:اشك اول ازنژاد قباد؛شاپور؛ گودرز؛ نرسی؛ اورمزد؛ آرش؛ اردوان؛ بهرام(اردوان بزرگ). ساسانیان : با اینكه افسانه هایی راجع به بعضی پادشاهان آن نقل شده اما وقایع حیات آنها اساسا تاریخی است وبیشتر توسط مورخین شرقی مطرح شده است."

ما در این جا مطلب را به اختصار به بیان نامهای تاریخی  معادل  نام کیانیان اصلی (سلسلهً پادشاهان ماد) و کیانیان پیشدادی و کیانیان نوذری (یعنی خاندان داریوش) که نام کیانیان بعداٌ به خطا بدیشان هم تعلق گرفته است، اختصاص میدهیم:                                                                                                                                             کی کواد (کیقباد، یعنی شاه روحانی) همان دایائوکو (قاضی) نخستین پادشاه ماد است که قبایل ماد وی را مشرکاٌ  به ریاست خود پذیرفته بودند. از جمله کسانی که پیش از این جانب به این همانی بودن اینان پی برده بوده اند احسان نوری نویسنده کتاب ریشهً نژادی کرد می باشد که حتی نامهای پادشاه حامی آنها یعنی ایرانزو و زو (اوزوَ) را نیز به درستی با هم مطابقت داده است.                                                                                                              اوپیته فرمانروای دوم ماد که دیاکونوف بدون آگاهی از پسر دایائوکو بودن وی به مطلب جالب چهار پسر انقلابی وی که به همراه پدر فعالیت سیاسی داشته اند در حواشی تاریخ ماد اشاره کرده است. این نام دراوستا و کتب پهلوی به صورت کی اپیوه آورده و نام چهار پسر وی را که در نقاط مختلف ماد به حکومت رسیده اند، به کّرات ذکر کرده اند.    خشتریتی فرمانروای سوم ماد که پسر بزرگ اوپیته بوده همان کیکاوس (پادشاه سرزمین چشمه زاران حوالی کاشان) است که به ریاست قبایل اتحادیهً قبایل ماد که بین وی سه برادرش تفسیم گشته بود، انتخاب شده بود. این پادشاه به قول آشور بانیپال دوم حیله گر ماد در مقابل سپاهیان ماد از کاشان به شهر آمل مازندران گریخت و در آنجا توسط سردارش آترادات پیشوای مردان (رستم، گرشاسپ شاهنامه) یا همان کوی آهیگر کتاب پهلوی تویت (کاوهً آهنگر) در آنجا لشکریان متجاوز آشوری را تارو مار کرده و ایران مادی برای همیشه از شّر آشوریان غارتگر رهانیده است. روایات شاهنامه در باب سفر جنگی وی به سمت هاماوران (یمن و حبشه) او را با کمبوجیه پسر کورش اشتباه کرده اند.                                                                                                                                   فرانورت چهارمین فرمانروای  همان است که روایات ملی تحت نامهای فرود و سیاوش معروف شده است. او که در پیگیری کشورگشایی مادها به سمت گنجهً قفقاز رسیده بود در آنجا به طور غافلگیرانه با نیروهای مادیای اسکیتی (افراسیاب تورانی) مواجه شده وبه قتل رسید.کی آخسارو (هوخشتره) پنجمین و بزرگترین فرمانروای ماد همان کیخسرو شاهنامه و هووسروهً اوستاست. وی سرانجام مادیای اسکیتی را در کنار دریاچهً اورمیه غافلگیر کرده وبه قتل رساند. علاوه بر این امپراطوری برده داران غارتگر آشور را به یاری بابلیها به طور وحشتناکی نابود نمود.آستیاگ ( اژیدهاک مادی) ششمین فرمانروای ماد در اوستا با نامهای اژیدهاک و آخروره (عادل) معرفی گردیده است. وی  که به همراه داماد و ولیعهدش سپیتمه جمشید پیشدادی (اسپنداس) پدر سپیتاک زرتشت (هوشنگ، ایرج) بر ماد حکومت می راند سر انجام به همراه همین ولیعهدش توسط کورش مغلوب گردیده و کشته شدند شاخهً دیگر کیانیان در اصل همین خاندان سپیتمه جمشید پیشدادی بوده اند. چه سپیتمه جمشید دارندهً رمهً اسبان فراوان همان لهراسب کیانی است که پسر بزرگ وی یعنی مگابرن ویشتاسپ (گشتاسپ) در عنوان ویشتاسپ (گشتاسپ) با پدر داریوش (اسپنداتهً جعلی) همنام و همزمان بوده است. کتسیاس نام گئوماته زرتشت را به درستی اسپنداته یعنی فرزند اسپنداس آورده است. نام های کورش و داریوش اول در اوستا و شاهنامه به ترتیب به صور فرشوشتر (شهریارجوان) /فریدون (کشورگشا) واسپنداته(اسفندیار جعلی) / جاماسپ (یعنی مغ کش) آمده است. تیگران (آرش، تهمورث) حاکم ارمنستان بوده است که بعد از قتل پدرش گئوماته زرتشت توسط داریوش نبردهای بزرگی با نیروهای داریوش نمود و ظاهراٌ سرانجام که عهدهً نیروهای عمده داریوش بر نیامده به پیش نیاکان پدری خویش یعنی سئوروماتها (قوم سلم، اسلاف کرواتها و بوسنیها) در آن سوی قفقاز پناه برده است. چه این تنها قیامگری بود که داریوش به وی دست نیافت تا تصویرش را در ردیف سران مقتول قیام کننده بر علیه حکومت وی در کتیبهً بیستون به تصویر کشد و یا حتی بتواند شرحی در باب چگونگی پایان قیام وی در ارمنستان بیاورد. بهمن اسفندیار همان خشایارشا (شهریار نیک منش) پسر داریوش و اردشیر بهمن همان اردشیر درازدست و داراب و دارا همانا به ترتیب داریوش دوم و سوم هستند.))                                                                                              

لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    آیا شما به نتیجه انتخابات اعتقاد دارید ؟



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :